محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
88
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
و هيئة الدماغ شبيهة بمثلّث و صورت دماغ مشابه است به شكل مثلث مخروطى ، يعنى سه گوشه دارد كه دو گوشه وى با هم قريب بود و گوشهء سوم بعيد چه معنى مخروط دراز است و چون كه مخروطيت اين نزد اطبا پر ظاهر بود مؤلِّف تفريق بيان آن نكرده . و پوشيده نماند كه بناى اشكال مربع و مثلث بر سطح خطوط است و اطلاق وى بر ذى حجم صدق نمىيابد لهذا گفته كه شبيهة بمثلَّث . بالجمله آن سمت كه ميان دو گوشهء قريبه است غليظ و آگنده مجعول شده و مسمى است به قاعده و گوشه سوم كه مقطع طول واقع شده مسمى است به زاويه و اين طرف دقيق است ، قاعده طرف پيشانى است و زاويه پس سر ، چنان كه مىگويد : قاعدته من جانب مقدَّم الرأس قاعدهء دماغ موضوع است از طرف جبهه ، و زاويته التي يحيط بها الساقان من جانب المؤخَّر و زاويهء دماغ كه رسيدهاند به آن زاويهء دو ساق از پس سر است . بدان كه شكل مثلث مخروطى به سه خط تمام مىشود : يك خط قصير و دو خط طويل ، بدين وجه خط قصير طرف قاعده است و خطين طويلين كه از دو طرف خط قصير ممتد شده مسمى است به ساقين و ملتقاى اين دو خط به زاويه . و به يكون الحس و الحركة و از دماغ حاصل مىشود حس و حركت ارادى در بعض اعضا ، يعنى دماغ مبدأ قوت حس و حركت است و قوى به واسطهء خدمت او به اعضا فايض مىگردند . و قيد بعضى از آن نموديم كه حركت و حس اكثر اعضا از نخاع است ، چنانچه در تشريح اعصاب گذشت مع جواز انتساب حس و حركت جميع اعضا به دِماغ ، لأنه مبدأ أو مبدأ المبدأ . أما الحس فبواسطة العصب اللين اما حس پس به سبب عصب نرم است كه از مقدم دماغ برآمده . و أما الحركة فبواسطة العصب الصلب اما حركت پس به سبب عصب سخت است كه از مؤخَّر رسته . و وجه نبات اعصاب لين از مقدم و صلب از مؤخر در مبحث عصب گذشته . فائده دماغ منقسم مىشود به سه تجويف كه به بطون مسمى است : بطن اول در مقدم دماغ است و بزرگتر است از بطنين آخرين و منبت اعصاب حسى و محل حس مشترك و خيال است . و بطن سوم در مؤخَّر دِماغ است و اين بطن اگر چه نسبت به بطن مقدم بسيار خرد است ليكن نظر به بطن اوسط بزرگتر است و منبت اعصاب حركت و محل حافظه است . اما بطن ميانه كه وسط هر دو بطن واقع است وسعتى ندارد بلكه به مثابهء مورى آب بين البطنين حادث شده طويل كروى الشكل و محل متصرف و وهم است . و اين بطن را دهليز نامند و از آن كه باعث اجتماع بطنين شده مجمع البطنين گويند و ازواج خوانند و از آن كه اجزاى دماغ كه بر اين بطن حاوى است دودى الشكل مىنمايد . و ايضا بطن مذكور مانند دود يعنى كرم حركت مىنمايد به انبساط و انقباض دوده نامند . و سبب حركت مذكور وى آن است كه درون اين بطن به هر دو جانب دو فزونى از جوهر دماغ رستار است واقع شدهاند و به اربط مربوط گشته . و از شأن اين زائدتين است كه يك بار حركت مىكنند بمماس و مقاربت و بار ديگر به جدائى و مباعدت ، لهذا اطبا به منفخين تشبيه كردهاند هرگاه اينها ممتد مىگردند و به مقاربت مىگرايند مجرى يعنى بطن بسته مىشود . و حركت انقباضى اين است چون به مباعدت مىگرايند و منقلص مىگردند گشادگى در مجرى روى مىنمايد و حركت انبساطى اين است . و نفع در اين